روزهای آخر بارداری
سلام گل پسرم، خوبی مامانی؟؟ 
پسر نازم اومدم برات بگم که روز یکشنبه 14 اردیبهشت 93 آخرین ویزیت دکترم رو هم رفتم و قرار شد 1 هفته بعد یعنی 21 اردیبهشت 93، انشالا به امید خدا شما قدمای نازتو تو این دنیا بذاری 

الان که دارم این مطالب رو مینویسم فقط 4 روز دیگه مهمون دل مامان هستی عزیزدلم، بعد از اون میای بیرون و میشی همه وجود و زندگی مامان 
راستش هم خییییییلی خوشحالم که بالاخره بعد از 9 ماه انتظار صورت خوشگلتو می بینم، صدای قشنگتو میشنوم و با همه وجود بغلت میکنم ... و هم اینکه خیییییلی دلم برای این روزای دونفره مون تنگ میشه ....
تو این 9 ماه، تو فقط و فقط مال من بودی عشقم، توی وجود خودم بودی و هیشکی نمیتونست تو رو از من جدا کنه، از این به بعد میای بیرون ... دیگه دنیامون جدا میشه :( ولی تو همیشه همه دنیای منی قربونت برم، قول بده همیشه کنار مامان باشی و هیچوقت ازم دور نشی نازنینم 

قلب مامان توی این 9 ماه خیلی سعی کردم همه شرایط رو مهیا کنم تا به بهترین شکل رشد کنی، سعی کردم غذاهای مفید بخورم، فست فود و غذاهایی که توصیه نمیشه رو اصلا نخوردم، سعی کردم آرامش داشته باشم، هر روز برات قرآن میخوندم، صبح ها و شب ها آیه الکرسی و 4قل برات میخوندم که خدای مهربون محافظت باشه، 2 ماه آخر رو سر کار نرفتم تا عشق مامان اذیت نشه ... خلاصه هر چیزی رو که میدونستم رعایت کردم فقط بخاطر تو عزیز دل من 


از این به بعد هم با بابایی سعی میکنیم به بهترین شکل امیرصدرا جونمون رو بزرگ کنیم، سعی میکنیم طوری تربیتت کنیم که باعث افتخار خودت و ما و جامعه باشی قربونت برم، انشالا به یاری خدا از 4 روز دیگه یه خانواده 3 نفره موفق میشیم، قربووووووون نفر سوم بشم من 
راستی تا یادم نرفته بگم که یکشنبه که رفتم دکتر تا صدای قلب کوچولوتو بشنوه صداش رو ضبط کردم، الهی فدای صدای قلبت بشم پسرم، قلب تو که میزنه زندگی جریان پیدا میکنه نفسم، حالا میخوام بابایی رو باهاش سورپرایز کنم، چجوریشو نمیدونم هنوز 
تا یکشنبه که ایشالا ایشالا روی ماهتو ببینم و یه مممممماچ از لپای نرمت بکنم خداحافظ عزیز دردونه مامان 


روزهای آخر بارداری
